عیان یافتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عیان یافتن . [ ت َ ] (مص مرکب ) آشکار دیدن . به وضوح یافتن . معاینه دیدن : هر مقصودی که علم را بود در شعله ٔ روی تو عیان یافت . عطار.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عیان یافتن . [ ت َ ] (مص مرکب ) آشکار دیدن . به وضوح یافتن . معاینه دیدن : هر مقصودی که علم را بود در شعله ٔ روی تو عیان یافت . عطار.