عیان گشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عیان گشتن . [ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) آشکار شدن . هویدا گشتن . عیان شدن : که دانم تو رابیش مشکل نماند حقیقت عیان گشت و باطل نماند. سعدی . و رجوع به عیان شدن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عیان گشتن . [ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) آشکار شدن . هویدا گشتن . عیان شدن : که دانم تو رابیش مشکل نماند حقیقت عیان گشت و باطل نماند. سعدی . و رجوع به عیان شدن شود.