عکام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عکام . [ ع ِ ] (ع اِ) باربند. (منتهی الارب ). آنچه از لباس یا نخ که چیزی را بدان بندند. (از اقرب الموارد). ج، عُکُم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
عکام . [ ع َک ْ کا ] (ع ص ) کسی که بار به روی شتران می بندد. (ناظم الاطباء).