عکامس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عکامس . [ ع ُ م ِ ] (ع ص ) ابل عکامس ؛ شتران بسیار، یاگله ٔ شتران قریب هزار. ◄ لیل عکامس ؛ شب تاریک . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ هر چیز که انبوه باشد و متراکم آنچنانکه تاریک شود.(از اقرب الموارد). عُکَمِس . و رجوع به عکمس شود.