عکالد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عکالد. [ ع ُ ل ِ ] (ع ص ) شیر دفزک خفته . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و برخی لام آن را زاید دانند.(از اقرب الموارد). عُکَلِد. و رجوع به عکلد شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عکالد. [ ع ُ ل ِ ] (ع ص ) شیر دفزک خفته . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و برخی لام آن را زاید دانند.(از اقرب الموارد). عُکَلِد. و رجوع به عکلد شود.