عرمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرمان . [ ع ُ ] (ع ص، اِ) ج ِ أعرم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به أعرم شود. ◄ ج ِ عَرم . (منتهی الارب ). رجوع به عرم شود. ◄ ج ِ عَریم . (اقرب الموارد). رجوع به عریم شود.
عرمان . [ ع َ ] (اِخ ) پدر قبیله ای است . (منتهی الارب ).
عرمان . [ع َرْ رَ ] (ع ص ) از قرای صرخد است، که آن از عمل حَوران، از اعمال دمشق بوده است . (از معجم البلدان ).
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی