عرفی شیرازی | غزلها | غزل شماره ۳۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
صد قول به یک زمزمه طی میکنم امشب مستی نه به اندازه میمی کنم امشب مجنون ترا قبله اجابت ز دعا بود هنگام دعا روی به حی میکنم امشب تا کی طلب از وادی راحت کندم دور این ناقه درین مرحله پی میکنم امشب آن خنده که دی ساغر جم داشت به خورشید بر جام جم و مجلس کی میکنم امشب نگشود در گفت و شنودم به مشایخ آن داد و ستد با دف و نی میکنم امشب همت نه متاعی است که ارزد به تقاضا این زمزمه با حاتم طی میکنم امشب عرفی لب من درد به افغان بگشودست این ناله به فرموده میمی کنم امشب