عرفی شیرازی | غزلها | غزل شماره ۱۵۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
نازنده جهان از تو به آلایش آفت ای آفت آسایش و آسایش آفت تا دیده فلک شیوه آفت گری تو یک لحظه نپایید ز فرمایش آفت باید همه آفت شد اگر امت عشقی راضی نشود عشق یه آلایش آفت چندان که دلم آفت عشقت طلبد، نیست در حوصله عشق تو گنجایش آفت آراسته از آفت نازت دل عرفی ای ناز دل آرای تو آرایش آفت