عرفی شیرازی | غزلها | غزل شماره ۱۳۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
یک سخن نیست که خاموشی از آن بهتر نیست نیست علمی که فراموشی از آن بهتر نیست اینک اصحاب حرم، جرعه زنی، نزع و صلاح کو صلاحی که قدح نوشی از آن بهتر نیست گر چه از هم نفسان جمله وفا میبینم آن وفا کو که جفا کوشی از آن بهتر نیست هست هشیاری آسوده دلان قابل راز این قدر هست که بیهوشی از آن بهتر نیست گفتیام عیب تو عرفی، به چه پوشیم، بگو هر لباسش که تو پوشی از آن بهتر نیست