طیانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طیانة. [ ن َ ](ع اِمص ) گلکاری کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بنائی کردن . پیشه ٔ راز. حرفه ٔ بنائی . گل کاری . (دهار).
طیانه . [ ن َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بیلوار بخش کامیاران شهرستان سنندج در ١٢ هزارگزی باختر کامیاران و یکهزارگزی شمال سراب کام . دامنه، سردسیر با ١٠٠ تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آن غلات و لبنیات . شغل اهالی زراعت و گله داری . راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).