طیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طیان . (اِ) دیگی بزرگ . تیان : سکاره ؛ طیانهای حمامها، قدور الحمامات .
طیان . (اِخ ) دهی از دهستان حشمت آباد بخش دورود شهرستان بروجرد در ٤٢ هزارگزی جنوب خاوری دورود کنار راه مالرو کرجیان بقطعه ٔ رستم . کوهستانی و سردسیر با ١٠٨ تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات و تریاک . شغل اهالی زراعت . راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).
طیان . (اِخ ) دهی از دهستان کشور بخش پاپی شهرستان خرم آباد در ٥٣ هزارگزی جنوب باختری سپیددشت و ٢٤ هزارگزی باختر ایستگاه کشور. جلگه و گرمسیر مالاریائی با ٦٠ تن سکنه . آب آن از چشمه ها. محصول آن غلات و لبنیات . شغل اهالی زراعت و گله داری . راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).