صفوح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صفوح . [ ص ُ ] (ع مص ) رفتن شیر ناقه و خشک شدن آن . (منتهی الارب ).
صفوح . [ ص َ ] (ع ص ) جوانمرد بخشنده ٔ عفوکننده . (منتهی الارب ). کثیرالصفح . کثیرالعفو. غفار. غفور. عفوّ. ◄ زن روی گرداننده ٔ بازدارنده . (منتهی الارب ).