صبا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صبا. [ ص َ] (ع مص ) کودکی . (منتهی الارب ) (دهار). کودکی کردن . (مصادر زوزنی ) : اما به حکم آنکه شاهزاده در حداثت سن و بدایت صبا بود آن غرر و درر چون صبا میشمرد. (سندبادنامه ص ٥١). ◄ میل کردن به نادانی جوانی . (اقرب الموارد). رجوع به صِبی ̍ شود.
صبا. [ ص َ ] (اِخ ) نام وی محمدصابرحسین واز شعرای هندوستان و از اهالی سهسوان است و منظومه ای بنام «شوکت خسروی » دارد که بدین بیت شروع میشود: جهان داورا پادشاهی تراست ببایسته بودی خدایی تراست . (قاموس الاعلام ترکی ).
صبا. [ ص َ ] (اِ) نام آهنگی است از آهنگ های موسیقی . رجوع به کلمه ٔ آهنگ ... شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
باد پیش بهار، باد پیش، باد بهار، باد برین
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه
واژگان قرآن
وَ النَّصارى وَ الصّابِئِیْنَ در «مصباح المنیر فیومى» آمده: «صبأ» به معناى کسى است که از دین خارج شده و به دین دیگرى گرویده.(13)