فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۳۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ندارد حسن خط چون من غلام حلقه در گوشی ندارد صفحه دوران چو من عاشق بناگوشی مرا در قلزمی شور محبت می‌دهد جولان که باشد آسمان آنجا حباب خانه بر دوشی

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۳۹ | فرهنگ لغت