فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

کو باده تا به سنگ زنم جام عقل را؟ از خط جام، حلقه کنم نام عقل را عمری که در ملال رود در حساب نیست چون بشمرم ز عمر خود ایام عقل را؟ تفسیده‌تر ز ریگ روان است مغز ما ضایع مساز روغن بادام عقل را

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۴ | فرهنگ لغت