فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۳۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ازان رخسار حیرت آفرین تا پرده واکردی مرا چون دیده قربانیان بی‌مدعا کردی به خون آغشته نتوان دید آن لبهای نازک را وگرنه با تو می‌گفتم چها گفتی، چها کردی

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۳۸ | فرهنگ لغت