فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۹۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چند زور آرد جنون بر من، گریبان نیستم چند بی‌تابی کنم، آه غریبان نیستم عهد خوبانم که می‌غلطم در آغوش شکست شمع صبحم در پی دلسوزی جان نیستم

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۹۱ | فرهنگ لغت