فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۹۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تیغ کوه همتم، دامن ز صحرا می‌کشم می‌روم تا اوج استغنا، دگر وا می‌کشم تا دهن بازست چون پیمانه می‌نوشم شراب چون سبو تا دست بر تن هست صهبا می‌کشم

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۹۲ | فرهنگ لغت