فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۷۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ساده لوحان که بدآموز به صحبت شده‌اند غافل از جنت دربسته خلوت شده‌اند به خوشی چون گذرد عمر بنی آدم را؟ که ز پشت پدر آواره ز جنت شده‌اند

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۷۱ | فرهنگ لغت