فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۷۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آب بر آتش هر بی‌سر و پا افشاند چون رسد نوبت ما، دست به ما افشاند من که بر نکهت پیراهن او دارم چشم آب بر آتش من باد صبا افشاند

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۷۰ | فرهنگ لغت