شفیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شفیر. [ ش َ ] (ع اِ) کرانه ٔ نیام چشم که بر روی مژه روید. ◄ کرانه ٔ هر چیزی : محمد (ص ) و علی بر شفیر دوزخ باشند و ابوبکر و عمر و اتباع ایشان را در دوزخ می اندازند. (کتاب النقض ص ٢٩٢). و رجوع به شفر شود. ◄ کرانه ٔ لب شتر. ◄ کرانه ٔ وادی از جانب بالایین . ج، اشفار. (منتهی الارب )(از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ لب چاه . (مهذب الاسماء). لب حوض . (دهار).
شفیر. [ ] (اِ) فیروزج است . (مخزن الادویه ). رجوع به فیروزج شود.