فرهنگ لغت

شرطونیة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شرطونیة. [ ش َ نی ی َ ](معرب، اِمص ) شرطنه . کسی را به مرتبه ٔ کشیش ترقی دادن و آن چنان است که اسقف با اجرای مراسمی دست خود را بر آن کس گذارد و این کلمه معرب خرتونیا یونانی است و در نزد مسیحیان مصطلح است . (از اقرب الموارد).

معنی شرطونیة | فرهنگ لغت