فرهنگ لغت

شرطه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شرطه . [ ش ُ طَ / طِ ] (از ع ص، اِ) قاضی بیع و شرا. ◄ محافظ پادشاه و قراول آن . ◄ سیاه پوش و لباس سوگواری پوشیده . ◄ میمون و خجسته . ◄ مطبوع و موافق و پسندیده . (ناظم الاطباء). این معانی مخصوص به این فرهنگ است .

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی شرطه | فرهنگ لغت