شامگون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شامگون . (ص مرکب ) شام مانند. همچون شام تاریکی و تیرگی : چه شدکه بادیه بربود رنگ خاقانی که صبح فام شد از راه و شامگون آمد. خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شامگون . (ص مرکب ) شام مانند. همچون شام تاریکی و تیرگی : چه شدکه بادیه بربود رنگ خاقانی که صبح فام شد از راه و شامگون آمد. خاقانی .