سکنات
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ کِ) [ ع. ] (اِ.) سکونها، استقامتها. جِ سکنه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سَ کِ) [ ع. ] (اِ.) سکونها، استقامتها. جِ سکنه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سکنات . [ س َ ک َ ] (ع اِ) ضد حرکات . این جمع سکنه است به معنی سکون و استقامت باشد. (آنندراج ) (غیاث ) : فروغ خشم در حرکات وسکنات او (شیر) پیدا آمده بود. (کلیله و دمنه ). از حرکات و سکنات او تبرا نمود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
سکنات . [ س َ ک ِ ] (ع اِ) ج ِ سَکِنَة. رجوع به سکنة شود.
مترادف و متضاد واژهدان
سکونها حالات، وضعها شیوه رفتار، نحوه برخورد