فرهنگ لغت

سهراب سپهری | آوار آفتاب | محراب

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تهی بود و نسیمی. سیاهی بود و ستاره‌ای هستی بود و زمزمه‌ای. لب بود و نیایشی. من بود و تویی: نماز و محرابی.

معنی سهراب سپهری | آوار آفتاب | محراب | فرهنگ لغت