فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۰۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

شب گشت ز هجران دل فروزم روز شب تیز شد از آه جهانسوزم روز شد روشنی و تیرگی از روز و شبم اکنون نه شبم شبست و نه روزم روز

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۰۵ | فرهنگ لغت