فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۰۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

عقلی که همیشه با روانی دمساز دهری که به یک دید نهی کام فراز بختی که نباشیم زمانی هم باز جانی که چو بگسلی نپیوندی باز

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۰۴ | فرهنگ لغت