فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۰۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای گلبن نابسوده او باش هنوز وی رنگ تو نامیخته نقاش هنوز بوی تو نکردست صبا فاش هنوز تا بر تو وزد باد صبا باش هنوز

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۰۶ | فرهنگ لغت