سنایی | حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه | الباب الاول: در توحید باری تعالی | فی رؤیا الصناعین
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
مرد طباخ نعمت بسیار همچو قصاب در تباهی کار رنج و بیماریست مرد طبیب خاصه آنرا که هست خوار و غریب درزی آنکس که رنجها و بلا همه بر دست او شود زیبا مرد خفاف و نعلی و خراز از مواریث آنکه داند راز مرد بزاز و زرگر و عطار خوبی کار و نعمت بسیار مرد خمار و مطرب و رادی مایه شادمانی و شادی مرد بیطار و رائض و کحال چون دلیلاند بر تباهی حال هست در خواب دیدن صیاد مایه مکر و حیله بر مرصاد مرد شمشیرگر دلیل عناست همچو آن تیرگر که تیرآراست مرد سقا و گلگر و حمال هر سه آنرا دلیل دان بر مال