سنایی | حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه | الباب الاول: در توحید باری تعالی | فی رؤیا النیرین والکواکب الخمسه السیاره
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دیدن آفتاب را در خواب پادشه گفتهاند از هر باب ماه مانند رایزن باشد دگری گفت نه که زن باشد جرم مریخ یا زحل در خواب صاحب محنتست و رنج و عذاب تیر ماننده دبیر آمد مشتری خازن و وزیر آمد زهره خود هست مایه آرامش مایه عیش و کام و آرامش وآن دگر کوکبان برادر دان گاه تعبیرشان برادر خوان همچو یعقوب کین طریق نهاد راز این علم بر پسر تقریر بگشاد مهر و ماهش پدر بد و مادر کوکبان چون برادران در خور بس کن از فال و زجر وز تعبیر در گذر زین که کردهای کس چو ما دید خیره غمخواران میگذاریم خواب بیداران خفته بیدار کردن آسانست غافل و مرده هر دو یکسانست