سنایی | حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه | الباب الاول: در توحید باری تعالی | فی رؤیا البهائم
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خر بود خادمی ولی کاهل که به کار اندرون بود منبل اسب زن باشدای به دانش فرد مرد را اسب و زن بود در خورد استر آنرا که زن بود حامل بد بود بچه نایدش حاصل شتر آید ترا سفر در خواب سفری سهمناک پر غم و تاب گاو باشد دلیل سال فراخ به بر پادشا شود گستاخ گو سپندت بود غنیمت و مال اقتضا زان کند فراخی سال بز کسی کو دنی و بد گوهر پر خروش و به کار در سر شر