سبلت سست کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبلت سست کردن .[ س ِ ل َ س ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) عجز و فروتنی کردن . (رشیدی ) (انجمن آرا) (مجموعه ٔ مترادفات ) : بجام مردمان سبلت مکن سست شراب لعل تو خونابه ٔ تست . میرخسرو (از انجمن آرا). ◄ ضعیف و ناتوان کردن و کم زور کردن . (ناظم الاطباء).