زرین کلید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زرین کلید. [ زَرْ ری ک ِ ] (اِ مرکب ) کلیدی از زر. کلیدی آراسته به زر. کلیدی زرنگار و زرنشان : نبینی کزین قفل زرین کلید به تاریکی آرند جوهر پدید. نظامی . ز فرمان او سر نباید کشید کجا رای او هست زرین کلید . نظامی (از آنندراج ).