فرهنگ لغت

رهی معیری | ابیات پراکنده | نیرنگ نسیم

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

نرم نرم از چاک پیراهن تنش را بوسه داد سوختم در آتش غیرت ز نیرنگ نسیم زلق بی‌آرام او از آه من آید به رقص شعله بی‌تاب می‌رقصد بآهنگ نسیم

معنی رهی معیری | ابیات پراکنده | نیرنگ نسیم | فرهنگ لغت