فرهنگ لغت

رهی معیری | ابیات پراکنده | مستی و مستوری

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از خون دل چو غنچه گل پاک دامنان مستانه می‌کشیده و مستور بوده‌اند گر ماه من ز مهر بود دور، دور نیست تا بوده مهر و ماه ز هم دور بوده‌اند

معنی رهی معیری | ابیات پراکنده | مستی و مستوری | فرهنگ لغت