فرهنگ لغت

رهی معیری | ابیات پراکنده | رنج زندگی

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

هزار شکر که از رنج زندگی آسود وجود خسته و جان ستم کشیده من به روی تربت من برگ لاله افشانید به یاد سینه خونین داغ دیده من

معنی رهی معیری | ابیات پراکنده | رنج زندگی | فرهنگ لغت