فرهنگ لغت

رهی معیری | ابیات پراکنده | سایه هما

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چشم تو نظر بر من بی‌مایه فکنده است بر کلبه درویش هما سایه فکنده است از خانه دل مهر تو روشنگر جان شد این سرو سهی سایه به همسایه فکنده است

معنی رهی معیری | ابیات پراکنده | سایه هما | فرهنگ لغت