ره سپر شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ره سپر شدن . [ رَه ْ س ِ پ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) رهسپار شدن . کنایه از رفتن . (ازیادداشت مؤلف ). رجوع به رهسپار شدن و ره سپر شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ره سپر شدن . [ رَه ْ س ِ پ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) رهسپار شدن . کنایه از رفتن . (ازیادداشت مؤلف ). رجوع به رهسپار شدن و ره سپر شود.