رنگ رم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رنگ رم کردن . [ رَ رَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) رنگ پریدن . رنگ رفتن . رنگ گسیختن .رنگ برخاستن . رجوع به همین ماده ها شود : رنگ گلهای چمن بس که ز شوقت رم کرد سبزه ای بال نیفشاند که طاوس نبود. میان ناصرعلی (از بهار عجم ).