رنگ رفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رنگ رفتن . [ رَ رَ ت َ ] (مص مرکب ) پریدن و دگرگون شدن رنگ چیزی . بیرنگ شدن . رنگ اصلی چیزی تغییر پیدا کردن . رنگ پریدن . رنگ باختن . رنگ ریختن . رنگ گسیختن .رنگ برخاستن . رجوع به همین ماده ها شود : نه بهفت آب که رنگش بصد آتش نرود آنچه با خرقه ٔ زاهد می انگوری کرد. حافظ (از آنندراج ). ز رویم وقت رفتن می رود رنگ که می ترسم برآرد تیغ او رنگ . کمال خجندی (از آنندراج ).