دوتیغه باز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوتیغه باز. [ دُ غ َ / غ ِ ] (نف مرکب ) آنکه با دو تیغ بازی کند و این رسمی است سپاهیان هند را. (آنندراج ) : به سینه ٔ صف اعدا که خیل مورانند دوتیغه باز چو نوک زبان مار افتاد. طالب آملی (از آنندراج ). ♦ دوتیغه باز بهادری ؛ دو تیغه بازی . به دو دست تیغ زدن . (از آنندراج ). ♦ زخم دوتیغه باز ؛ نهایت تازه . (آنندراج ) : ای صبح آه سرد تو از انتظار کیست زخم دوتیغه باز تو از ذوالفقار کیست . صائب (از آنندراج ).