دندان کن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دندان کن . [ دَ ک َ ] (نف مرکب ) کننده ٔ دندان . برون کننده ٔ دندان . کشنده ٔ دندان : کسی که با تو به دندان زنی برون آید بود زمانه مر اورا به قهر دندان کن . سوزنی . لبم بی آب چون دندان شانه ست ازین دندان کن آئینه سیما. خاقانی . سر دندان کنش را زیر چنبر فلک دندان کنان آورده بر در. نظامی . رجوع به دندان کندن شود. ◄ (اِ مرکب ) کلبتین و ابزاری که بدان دندان را برمی کنند. (ناظم الاطباء).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی