درافشاندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درافشاندن . [ دَ اَ دَ ] (مص مرکب ) افشاندن : بوزنه دیگر بار لطافتی بجای آورد و شاخه ها درافشاند و خوک بکار می برد تا هیچ نماند. (سندبادنامه ص ١٦٩). رجوع به افشاندن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درافشاندن . [ دَ اَ دَ ] (مص مرکب ) افشاندن : بوزنه دیگر بار لطافتی بجای آورد و شاخه ها درافشاند و خوک بکار می برد تا هیچ نماند. (سندبادنامه ص ١٦٩). رجوع به افشاندن شود.