خداداد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خداداد. [ خ ُ ] (اِخ ) نام کسی که مردمان را گروه گروه کرد. از اعلام است . (از ناظم الاطباء).
خداداد. [ خ ُ ] (اِخ ) نام مملکتی که سلطان تیپو پادشاه میسوری در آن سلطنت کرد. (از ناظم الاطباء).
خداداد. [ خ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گل وفریز بخش خوسف شهرستان بیرجند. واقع در ١٩هزارگزی جنوب خاوری خوسف . این ناحیه در دامنه ٔ کوه واقع و دارای معدن و هفت تن سکنه ٔ فارسی زبان است . آب آن از قنات و محصولاتش غلات است . اهالی آنجا به کشاورزی گذران میکنند. راه آن مالرو می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).