خداداده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خداداده . [ خ ُ دَ /دِ ] (ن مف مرکب ) عطای الهی . بخشش الهی : خداداد ما را چنین دستگاه خداداده را چون توان بست راه . نظامی . چو شه دید گنج فرستاده را چهار آرزوی خداداده را. نظامی . بملک خداداده خرسند باش مکن ز آهنین چنگ شیران تراش . نظامی . کار خود گر بخدا بازگذاری حافظ ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی . حافظ. با خدادادگان ستیزه مکن کآن خداداده را خدا داده . ؟ ◄ فطری . جبلی . موهوبی : ترا که که حسن خداداده هست و حجله ٔ بخت چه حاجتست که مشاطه ات بیاراید. حافظ.