خاکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاکی . (اِخ ) میرزا علی قلیخان لگزی از شعرای متأخر ایران و ازرجال شاه طهماسب صفوی بوده است . این بیت او راست : غم که پیر عقل تدبیرش بمردن می کند می فروشش چاره در یک آب خوردن می کند. (از قاموس الاعلام ترکی ج ٣ ص ٢٠١٣).
خاکی . (اِخ ) میرزابیک که با ملا صوفی بتألیف «بت خانه » تذکره ٔ بزرگ در دو جلد بسال ١٠١٠ هَ . ق . پرداخت و عبداللطیف بن عبداﷲالعباسی در ١٠٢١ بر آن ضمیمه ای نوشته است . (از کتاب احوال و اشعار رودکی تألیف سعید نفیسی ج ٣ ص ٨٢٨).
خاکی . (اِخ ) مصطفی . از شعرای قرن نهم هجری عثمانی است و این بیت از اوست : قاشلرک اوستنده دیر خالک کوران ای مه جبین بال آچوب پرواز ایدرصان سدره دن روح الامین . (از قاموس الاعلام ترکی ج ٣ ص ٢٠١٣).