خاکژی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاکژی . (اِ) تخمی باشدکه آن را با کافور در چشم کنند و در عربی بزرالخمخم و بزرالجنه خوانند. (برهان قاطع). خاکشی . خاکشیر.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاکژی . (اِ) تخمی باشدکه آن را با کافور در چشم کنند و در عربی بزرالخمخم و بزرالجنه خوانند. (برهان قاطع). خاکشی . خاکشیر.