حلوای تر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حلوای تر. [ ح َ ی ِ ت َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حلوای تازه : اگرحلوای تر شد نام شیرین نخواهد شد فرود از کام شیرین . نظامی . خانه ها سازد پر از حلوای تر حق بر او [ زنبور عسل ]آن علم را بگشود در. مولوی . ◄ کنایه از فواکه ٔ شیرین و سیراب چون سیب و ناشپاتی و مانند آن . ◄ کنایه از لب محبوب . (آنندراج ).