حض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حض . [ ح َض ض / ح ُض ض ] (ع مص ) برانگیختن . (دهار) (ترجمان عادل ). برانگیختن کسی و جز آن . برانگیختن کسی را بر جنگ کسی . حِضّیضی ̍. حُضّیی . براوژولیدن بر کاری . (زوزنی ). تحضیض . افژولیدن . ◄ تحریض به طعام . برانگیختن کسی را بر طعام . (آنندراج ). ◄ فاشویدن آتش . (تاج المصادر بیهقی ). حث . (مهذب الاسماء). افژلیدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ (ص ) تازه . (غیاث از شرح نصاب ).